مشتاق روی تو |
|
زمين ايمان آورد و جهان سبز شد
زمين سردش بود، زيرا ايمانش را از دست داده بود ؛ نه دانه اي از دلش سر در ميآورد و نه پرنده هاي روي شانه هايش آواز ميخواند. قلبش از نااميدي يخ زده بود و دستهايش در انجماد ترديد مانده بود. خدا به زمين گفت: عزيزم ايمان بياور تا دوباره گرم شوي. اما زمين شک کرده بود، به آفتاب شک کرده بود، به درخت شک کرده بود، به پرنده شک کرده بود. ...
ادامه مطلب ?? +نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت10:7 توسطآزاد| بانوی کربلا حضرت زینب(س)
+نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت12:1 توسطآزاد| آدم ها دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است:
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند.
بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند.
بیشخصیتاند و بیاعتبار.
هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
دسته سوم آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند
و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند.
کسانی که همواره به خاطر ما میمانند.
دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند شگفتانگیزترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند
که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم،
اما وقتی که از پیش ما میروند
نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم.
باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند.
چه میگفتند و چه میخواستند.
ما همیشه عاشق این آدمها هستیم.
هزار حرف داریم برایشان.
اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند.
اختیار از ما سلب میشود.
سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم
و درست در زمانی که میروند
یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم.
شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت15:25 توسطآزاد| پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است...
پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است ادامه مطلب ?? +نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت14:46 توسطآزاد| توکل کسي از امام رضا (ع) درباره سخن خداي متعال که مي فرمايد : و من يتوکل علي الله فهو حسبه سؤال کرد حضرت فرمودند:
که در هر کاري که به تو مربوط است به خداوند اعتماد کني ، و از آنچه که نسبت به تو انجام مي دهد خشنود باشي، و بداني که او جز خير براي تو نمي خواهد، و بداني که حکمت در اين است که کارت را به او واگذار کني. و ديگر اينکه به اين امر ايمان داشته باشي که خدا چيزهايي مي داند که تو از آنها بي اطلاعي و بايد علم آنها را به خدا واگذار نمايي و به غير اعتماد نداشته باشي...
+نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت11:47 توسطآزاد|
هنوز خیلی مونده تا بهار بیاد زمستون تازه به نیمه رسیده فکرشم نمیکردم که بعد از مدتها همچین زمستون سختی پیشرو داشته باشم... خدایا کمکم کن سوز این سرما خیلی شدیده قلبمو نشونه گرفته... خدایا کمکم کن نمیدونم چی برام در نظر گرفتی، نمیدونم... اما هر چی که هست، بازم دست مهربون تو رو میخواد این دستای یخ زده از سرمای من آغوش تو رو میخوام واسه پناه آوردن شونه تو رو میخوام واسه ...
+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت10:55 توسطآزاد| تولدت مبارک
تولدت مبارک عزیز دل... +نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت9:32 توسطآزاد| امید من امیدی را در خود +نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت9:27 توسطآزاد| تولدمه...
فردا صفحه ۲۵ دفتر زندگی من ورق می خوره صفحه ۲۶ هو الاول و الاخر.... و این میتونه یه شروع دوباره باشه یه بهونه واسه اینکه یه نگاهی به گذشته بندازم و یه نگاهی به راهی که پیش رومه خدایا یعنی تو هنوز مثل همیشه دوستم داری؟ مثل همون روزایی که تازه به این دنیا اومدم؟ با این همه تغییر که کردم...دور شدم و نزدیک شدم... یادم رفت و دوباره به یاد آوردم... یعنی تو واقعا اندازه همون موقع ها که بهت نزدیکم دوستم دارم؟ خدایا منو ببخش... ببخش کاشکی برف بباره... . .
+نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت10:46 توسطآزاد| ایمان
روزها آب و ماهها آب و سالها آب. قرن در قرن آب و هزارهها آب. هر جوي باريکي، دريا به دريا پيوسته و آب از سرم گذشته و آب از جانم و ز روحم. و من عصايي ندارم که آبها را بشکافم، من عصايي ندارم که از رود و جوي و نهر و سيل بگذرم، من عصايي ندارم تا ... ادامه مطلب ?? +نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت11:53 توسطآزاد|
|
منوی وبلاگ
نوشته هاي پيشين پشتيباني |